تبلیغات
هستی - سخت است انتظار...
 
هستی
یاشاسین اذربایجان
درباره وبلاگ


وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن .

مدیر وبلاگ : آیدین
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
1390/10/28 :: نویسنده : آیدین
انتظار فرج، صرف اعتقاد به رخداد فرج نیست
 
منتظر یعنی کسی که یک احساس امیدی دربارۀ فرج در دلش وجود داشته باشد. معنای انتظار، صرفا احتمال دادنِ ظهور نیست که انسان بگوید: «روزی ظهور محقق خواهد شد. هیچ احتمال هم نمی‌دهیم و هیچ امید جدی نداریم این نزدیکی‌ها باشد.» این انتظار نیست. بلکه انتظار، یک احساس روحیِ بسیار عمیق و یک کشش روحی است نسبت به امری که انسان منتظر آن است. امید به فرج باید واقعا در دل انسان موجود باشد.
 
منتظر بودن فراتر از داشتن یک دیدگاه است. لذا اینکه ما بدانیم روزی ظهور رخ خواهد داد کافی نیست. انتظار حتی از اعتقاد هم فراتر است. یعنی ممکن است کسی معتقد به ظهور هم باشد، و اعتقاد داشته باشد که بالاخره روزی فرج رخ خواهد داد، اما انتظار در روح او جاری نباشد. اعتقادی که هیچ احساسی در انسان ایجاد نکند، نامش انتظار نیست.
 
انسانِ منتظر همیشه چشم به راه است. مانند مادری که فرزندش به جبهه رفته و از او بی‌خبر است، همیشه چشم به راه است و هر لحظه نگاهش به درِ خانه است که چه کسی دق الباب می‌کند. کسی که چنین احساسی ندارد و آن التهاب و نگرانیِ خاص فرد منتظر را ندارد، منتظر واقعی نیست. هرچند «احساس انتظار»، دردمندی، التهاب، سوز و گداز، و شور و حال خاص خودش را به همراه دارد، اما به هرحال این احساس یک احساس بسیار زیبا و دوست‌داشتنی است و رنجِ انتظار هم رنجی شیرین و گواراست.
 
انتظار فرج، نوعی ارتباط با آینده است که انسان را به لحاظ روحی ارتقاء می‌دهد
 
انتظار فرج، احساس بسیار ارزشمندی است به حدی که در برخی روایات افضل عبادات محسوب شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ؛ بافضیلت‌ترین عبادت انتظار فرج است»(کمال‌الدین شیخ صدوق/1/287) امام جواد(ع) نیز به جناب عبدالعظیم حسنی فرمودند: «برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است؛ أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِیعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَج‏»(همان/2/377)
 
شاید یکی از دلایلی که انتظار فرج افضل عبادات شمرده شده است اینست که ما در جریان انتظار فرج، تعلق خاطر به آینده پیدا می‌کنیم و محدود به زمان حال نمی‌شویم. کسی که خودش را فقط محدود به زمان حال کند، درواقع خودش را بیچاره کرده است. انتظار فرج، از لحاظ روحی بسیار تأثیرگذار و سازنده است. اگر کسی به آینده تعلق خاطر داشته باشد، نشان دهندۀ رشد انسانیت و همچنین سعۀ روحی اوست. انتظار فرج هم نشان‌دهندۀ این سعۀ روحی است و هم تقویت‌کنندۀ آن. لذا خیلی مهم است که اهل معنویت و ایمان بتوانند این احساس انتظار را در خود تقویت کنند. همواره باید بهترین عوامل و راه‌های تقویت این احساس انتظار در خود و جامعۀ خود را بیابیم، تا هم رشد معنوی خود را شتاب دهیم و هم با رشد خود و جامعه، فرج را نزدیک‌تر کنیم.
 
چه عواملی می‌توانند انتظار فرج را در انسان تقویت کنند و احساس انتظار را عمیق‌تر نمایند؟
 
1. عامل گرفتاری:  یکی از عواملی که این احساس انتظار و کشش روحی را در انسان تشدید می‌کند، درد و رنج و قرار گرفتن انسان در تنگنا و سختی و گرفتاری است. انسان‌هایی که تحت ظلم و ستم قرار می‌گیرند و در فشار سختی‌ها و مصائب گرفتار می‌شوند، طبیعتاً آمادگی روحی پیدا می‌کنند برای اینکه منتظر یک فرجی باشند. چنین افرادی عمیقاً منتظر هستند و واقعاً چشم به راه فرج هستند.
 
این عامل، یعنی گرفتاری و قرار گرفتن در تنگنا، خیلی مدّ نظر مانیست چون برخی افراد وقتی در تنگنا قرار می‌گیرند و بلایی به سرشان می‌آید، کاملاً مأیوس شده و به‌جای اینکه به آینده تعلق خاطر پیدا کنند، دائماً درگیر با گذشته‌ها شده و دچار حسرت و ناامیدی می‌شوند.
 
البته بلا و رنج و گرفتاری، قبل از ظهور برای انسان‌ها از جمله مؤمنین رخ خواهد داد ولی ما نباید به عنوان یک راه‌حل برای منتظر شدن و تقویت احساس انتظار بر روی این عامل حساب کنیم و آن را به عنوان یک روشِ مقبول، برای عمیق شدن انتظار ارائه دهیم.
 
2. عامل تفکر: راه دیگری که برای تقویت احساس انتظار وجود دارد، تفکر است. یعنی اینکه در مورد زیبایی‌ها و آن وضع مطلوبی که پیش‌ خواهد آمد فکر کنیم. اگر تفکر کردیم و شدت زیباییِ آن صحنه‌های قشنگ را دیدیم، احساس انتظار در وجودمان شدت پیدا می‌کند. مانند اینکه انسان در مورد بهشت رضوان الهی تفکر کند و به قدری عمیق دربارۀ بهشت بیندیشد که عاشق بهشت و مشتاق ملاقات پروردگار شود. این روش (تفکر عمیق دربارۀ لحظات زیبای بعد از ظهور) یکی از روش‌های خوب و مؤثر جهت عمیق‌تر شدن احساس انتظار در انسان است اما عموم انسان‌ها به سختی می‌توانند به این روش توفیق یابند.
 
 
 
توجه به زمانِ فرج، و نزدیک دانستن ظهور مهمترین و عمومی‌ترین عامل تقویت احساس انتظار
 
در میان تمام روش‌هایی که می‌توانند احساس انتظار را در انسان تشدید نمایند، یک راه عمومی‌تر نیز وجود دارد که می‌تواند حس انتظار را عمیقاً در انسان ایجاد کند و احساس انتظار را در انسان به سرعت بالا ‌برد. این راه، توجه به زمان فرج است. اگر ما زمان فرج را نزدیک بدانیم، احساس انتظار در ما تقویت خواهد شد. اگر بدانیم که این ظهور نزدیک است، احساس انتظار در وجودمان شدید خواهد شد.
وقتی قرار است مهمان بسیار عزیز و بزرگی برایمان بیاید، هرچه زمانِ آمدن او نزدیک‌تر می‌شود طبیعتاً التهاب و هیجان انتظار در قلب ما افزایش پیدا می‌کند. هرچه فاصلۀ خودمان را با آن‌چه منتظرش هستیم، کمتر ببینیم، احساس انتظار در ما عمیق‌تر خواهد شد و برای آن بیشتر لحظه شماری می‌کنیم.
 
اگر به ما بگویند ظهور خیلی نزدیک است، روحیۀ ما متحول می‌شود و ارتباط عمیق‌تری با امام زمان(ع) ایجاد خواهیم کرد. اگر احساس کنیم: «ما واقعاً حضرت را خواهیم دید»، اگر احتمال قوی بدهیم که ما واقعاً در زمان ظهور حضرت خواهیم بود و در باقیماندۀ عمرمان ظهور ایشان را درک خواهیم کرد، زندگیِ ما کاملاً متحول و دگرگون خواهد شد. «قال الرضا ع: انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ»(غیبت طوسی/459)
 
اگر ما زمان ظهور را نزدیک ببینیم، طبیعتاً این انتظار عمیقاً بر روح ما تأثیر خواهد گذاشت و نحوۀ زندگیِ ما و شیوۀ بندگیِ ما را کاملاً متحول خواهد کرد. ظهور مانند محشر کبری و قیامت است و از آن به قیامت صغری تعبیر شده است. توجه به زمان آن و نزدیک بودن آن تأثیر سازنده‌ای بر روح انسان خواهد داشت و بسیار اصلاح‌کننده است.
 
زیباییِ انتظار به احساس نزدیک بودن  فرج است نه به دانستن اینکه بالاخره او یک روزی خواهد آمد/ بعضی‌ها از نزدیکی ظهور هراسان هستند
 
 
خیلی‌ها از اینکه ظهور را نزدیک ببینند، می‌ترسند. شاید به این دلیل که در آستانۀ ظهور امتحاناتی رخ می‌دهد که خیلی‌ها طاقتش را ندارند. بسیاری نیز در صورت رخ دادن امر فرج، نقشه‌هایشان نقش بر آب می‌شود. بعضی‌ها تمام زندگیِ خود را صرف جنایت‌کاری و انواع مختلف زشتی‌ها و خباثت‌ها کرده‌اند.
 
بعضی‌ها به دلایل مختلف، از نزدیک بودن ظهور در هراسند و ترجیح می‌دهند ظهور تأخیر داشته باشد و یا اصلاً به آن فکر نکنند. اینها می‌گویند اصلاً معلوم نیست، شاید ظهور دویست هزار سال دیگر رخ دهد! خوبست که آدم لااقل ذره‌ای ادب در گفتار داشته باشد و از این ادبیات در مورد ظهور استفاده نکند. چرا بدون حساب، اینقدر ظهور را عقب می‌اندازند؟
 
آخر چطور ممکن است که منتظر باشیم و اصلاً در مورد زمانش حرف نزنیم. این چه انتظاری است که هیچ وقت در مورد احتمال نزدیک بودن آن صحبت نمی‌کنیم؟ گویا می‌خواهیم آن را فراموش کنیم. مگر ممکن است که انسان منتظِر، منتظَر خود را فراموش کند یا از او چیزی نگوید؟
 




نوع مطلب :
برچسب ها :