تبلیغات
هستی - این شعر سروده ی خانوم ایما بارانیه با عنوان تو رفتی...که تقدیم به پدر مرحومشان کرده اند...روحش شاد...
 
هستی
یاشاسین اذربایجان
درباره وبلاگ


وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن .

مدیر وبلاگ : آیدین
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تو رفتی و نیامدی

تو رفتی و نیامدی

بهار را خزان گرفت

غریوها سکوت شد

امیدها تمام شد

بهانه های ماندنم سوال بی جواب شد

تو رفتی و نیامدی

بهار من گذشت

فروغ دیده های من غروب کرد

نیامدی

تمام روزهای عمر من

در انتظار و پشت پنجره

میان شیون و دریغ مرگ تو

در انزوای روح من گذشت

تو رفتی و نیامدی

تمام قلب من شکست

تمام...

تو رفتی و نیامدی ...






نوع مطلب :
برچسب ها :



نمایش نظرات 1 تا 30