تبلیغات
هستی - اینبار فقط میخواهم با خدا حرف بزنم
 
هستی
یاشاسین اذربایجان
درباره وبلاگ


وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن .

مدیر وبلاگ : آیدین
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خدایا خوشحالم که اینبار هم میتوانم بعد از یک خواب طولانی....

میخوام بگم :

خدایا،خوشحالم که باز هم میتوانم بعد از یک خواب طولانی چشمهایم را باز کنم و خورشید و پرنده ها و دریا و دشتها را ببینم و به زمین و آسمان و فرشتگانی که نزدیک تو نشسته اند،سلام بگویم .خوشحالم که میتوانم شادمانه در خیابان راه بروم و برگهای درختان را بشمارم و چترم را زیر باران ببندم و رنگین کمان را به قلبم راه بدهم.

خدایا،خوشحالم که اسم مبارک تو را بالای تمام دفترچه هایم نوشته ام و ممنونم که جهان را مثل سیبی خوشبو در دستانم گذاشته ای .خوشحالم که می توانم ابرها را در کاسه ای نقره ای بریزم و برای کویر ببرم .خوشحالم که می توانم صدای صاف گنجشک ها و قناری ها را ببینم و بوی پرهایشان را بشنوم.

خدایا،خوشحالم که میتوانم برای همسایه ام ستاره ای تازه بچینم و نامش را روی گلبرگهای نازک گل سرخ بنویسم.خوشحالم که هیچ گاه شمعی را خاموش نکرده ام و دری را به روی کسی نبسته ام .خوشحالم که پنجره ها را دوست دارم و از دیوار بیزارم .از تو ممنونم که مرا سنگ نیافریده ای ،اگر سنگ پاره ای بودم در کوهستانی دور،چگونه میتوانستم تورا در اولین کلمه شعرم بنشانم ؟چگونه میتوانستم دلتنگ تو باشم؟چگونه میتوانستم به سوی توقدم بردارم؟

خدایا،خوشحالم که مرا خار نیافریده ای تا یک عمر کنار گل باشم و حسرت بخورم.خوشحالم که میتوانم خوابها و رویاهایم را با عسل بیامیزم و از تو بپرسم کدام کلمه را بیشتر دوست داری

خدایا،زندگی چیست،اگر نفسهای تو مریم ها و زعفرانها را معطر نکند؟زندگی چیست،اگر عشق موزون تو در میان نباشد؟زندگی چیست،جز یک چمدان کهنه که میتوانم تمام آرزوهای را در آن جا بدهم و سوار قطار شوم؟به من بگو ساعت چند به ایستگاه دیدار تو میرسم!





نوع مطلب :
برچسب ها :