تبلیغات
هستی - دلم گرفته
 
هستی
یاشاسین اذربایجان
درباره وبلاگ


وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن .

مدیر وبلاگ : آیدین
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
1391/03/28 :: نویسنده : آیدین

بی حوصله ام ٬اسمان روی سرم سنگینی می کند ٬دستانم پر از زمستان است ٬پا هایم مثل

صخره سخت شده اند . از پنجره به بیرون نگاه می کنم ٬به خانه های روبه رو خیره می شوم  . حرف هایم را مچاله می کنم و روی گرده ی باد می اندازم  . دلم تنگ است . . . . . . .

روزهایم کش امده اند٬ برایم چون جاده هایی هستند بی انتها ومن هر روز به قصد رسیدن  به پایان مسیر گام بر می دارم .

دلم می خواهد لبخند را از صندوقچه بیرون بیاورم ٬روبه روی دلم بنشانم ٬وقتی نسیم برگ ها  را به حرف می گیرد ٬کلمه ها را از خود دور کنم وبگذارم باران گریه بر دامنه های روحم ببارد .

من دیروز خوب بودم یادت هست؟ اندوهی در کوهپایه ی احساس من پرسه نمی زد . نمی دانم چرا زمستان در دهلیز دلم رخنه کرد ٬نمی دانم چرا پشت پرچین پاییز پنهان شدم ٬نمی دانم چرا دیگر با اینه هم صمیمی نیستم . به انتها رسیده ام اما نه به انتهای سرگردانیم . . . . . . . . .





نوع مطلب :
برچسب ها :