تبلیغات
هستی - حکیم سید ابوالقاسم نباتی
 
هستی
یاشاسین اذربایجان
درباره وبلاگ


وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن .

مدیر وبلاگ : آیدین
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اگرچه نوایی استاد غزل ترکی جاغاتای و فضولی در غزل ازربایجانی دست نیافتنی هستند. اگرچه نسیمی بزرگترین شاعر فلسفی و نظامی بزرگترین شاعر عاشقتانه سراهستند و قبلا عارف و عالم بزرگ بودندو شعر را تنها وسیله ای برای بیان مقصودات خود قرار داده بودند در عوض نباتی مجنون بود وهمین برایش کافی است تا انقلابی در شعر ترکی به وجود اورد.بزرگترین مستزاد و رباعی و بئشلیک سرای شعر ترکی است.در روستای زیبای اوشتوبون در ولایت قره داغ ازربایجان چشم به جهان گشود.در علوم دینی و عرفانی تحصیلات زیادی داشته است.و به سه زبان تورکی عربی و فارسی اثاری بس گرانمایه دارد.تحصیلات حوزوی و مراحل سیر و سلوک را در تبریز یه پایان رساند.در اردبیل به سلک مریدان ناصر علیشاه اردبیلی در امدو در خانقاه سرخاب تبریز به مجنونشاه قرا داغی معروف شد.وی دوران جوانی را به چوپانی و کشاورزی پرداختزیبایی های طبیعت طبع شعر او را نمایان ساخت و رفته رفته به عرفان گرایید.وی شاعری شیعه و مخلص اهل بیت بود و در مدح حضرت علی (ع) گوی سبقت را از همگان ربوده است.وی در سن 78سالگی فوت نموده ودر زادگاه خویش دفن شد.


ای غنچه دهن سیم بدن دلیر طناز   
ئولدوم داخی قربانین اولوم رحم ایله بیر از
بسدور بو قدر ناز
یاندیم کوله دوندوم یاناسان سنده منیم تک
ای دختر ترسا<مسیحی>:
اول ناکسیله اولما داخی همدم و همراز
ولله بیله اولماز
ادم کیمی چوخداندیر اولوب ورد زبانیم
یا ربی ظلمنا
امما کی نه حاصل او جفا پیشه اینانما
بیر دم منه باخماز
سن بویله بیلوردون کی اوزون عاشق اولوبسان
کول باشینه اولسون
دور پوفله اوجاقی بو اودون یاشدیر الیشماز
ئوز باشینه یانماز
مین داغی بیر نفسه جانیمه قویسا
بیر اوف دئمرم من
امما اونو گور بیرجه منی یانینه قویماز
بیر بوسیه قییماز
قالدی داخی چون محشره بو حسرت دیدار
ای یار وفا دار
باری هر ایکی ایلده سوروش حالیمی از-ماز
یا بیرجه کاغیذ یاز




نوع مطلب :
برچسب ها :