تبلیغات
هستی - خواهش های من
 
هستی
یاشاسین اذربایجان
درباره وبلاگ


وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن .

مدیر وبلاگ : آیدین
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
1392/04/13 :: نویسنده : آیدین

هر شب امروز را به دستان دیروز می سپارم

و از مهتاب می خواهم

تا از روشنایی اش بر خاطراتم دریغ نورزد

مبادا در اندوه دوری روزافزونم غرق شوند...

 آنگاه فردا را از آسمان طلب می کنم و در آغوشش می گیرم.

و امیدهایم را در وجودش می دمم و از آفتاب می خواهم لذت گرمی اش را از آنها دریغ نورزد...
و این رسم را تا ابدیت لحظه هایم به جای خواهم آورد

 





نوع مطلب :
برچسب ها :