تبلیغات
هستی - در رسای میرزا حسین واعظ ارباطانی یکی از سه پایه ی اصلی به وجود اورنده ی حکومت مشروطه
 
هستی
یاشاسین اذربایجان
درباره وبلاگ


وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن .

مدیر وبلاگ : آیدین
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بعدازظهر یکی از روزهای سرد زمستان است. درختان و درختچه های لخت و عور و شکسته و خشکیده گورستان «امامیه» با خش خش خار و خس های خودرو له شده ای که گورستان را فرا گرفته اند فضای سرد و خاموش این گورستان فراموش شده از نظر مسوولان را خوفناک و ترسناک جلوه می دهند.

سنگهای قبور پست و بلند، عریض و کم عرض، فرو رفته و شکسته و شکافته، بعضی ها چون خندق هولناکی دهن گشوده، انگار دستان مردگان، آدمی را به خود می کشند تا حرفهای ناگفته خود در زندگی را باز گویند. گرداب تاریکی است از فقر و مسکنت و آن دورها خانه های گلی تو سری خورده حاشیه نشینان پیدا است یعنی شهر شروع می شود! چه شروع بدشگون و مدهشی! داد و فریاد، های و هوی، بوق و کرنای اتوبوسهای قراضه ترمینال، آپارتمانهای هندسی ناهمگون شهر، که چون قارچ هایی از خاک روئیده و خفته در زیر آسمان تیره و تار و کدر و دوده گرفته، گجه دور، باخ، گجه دور.

«

امامیه» که امروزه از قبرستانهای نیمه دایر است، در انتهای جنوبی شهناز سابق، لیلاوا، شریعتی جنوبی، شمال گذر جنوبی واقع است که نام خود را از «حاج میرزا کاظم آقا سید ـ امامی طباطبایی گرفته است. میرزا کاظم آقا، فرزند میرزایوسف طباطبایی کبیر، بانی مسجد «خزینه، قزللو مسجد» تبریز، نایب التولیه آستان قدس رضوی و امام جمعه مشهد و از علمای اعیان تبریز، عهد مظفرالدین میرزا ولیعهد هست. این قبرستان و نیز طبع مجلدات دوگانه «تفسیر ابوالفتوح رازی» از آثار خیر وی به شمار می روند.

این محل در عصر قاجار، دارای باغات بزرگی بود که به مرور به مانند تمامی باغهای شهر تخریب و درختان پرثمر آن از بی ثمری مسوولان وقت شهر! تقطیع و تضریب و زمین آن تکه تکه و هر تکه ای به مصرفی رسید که آخرین بخش آن به نام «پارک مشروطه» در سالهای اخیر احداث و مایه فخر و آبروی محله و شهر می باشد.

 این گورستان در شصت سال پیش زمانی که خانه ما در محله «لیلاوا» بالاتر از منزل «سوناماما، دانشکده افسری تشکیلات فرقه دموکرات» بود ماوراء کنسولگری آمریکا و خارج از شهر بود. معهذا آباد و در خور رحمت مسلمانان بود. به مرور به مانند سایر قبرستان های محلات، فراموش و منسی گردید و شهرداری نیز در این امر مصر و مسوول است و آغازگر دردسر بزرگ و تازه ای با احداث «وادی رحمت»! تنها گورستان، در کلان شهری چون تبریز با ترافیک روزافزون و خیابانهای محدود و معدود و دوری راه و ممنوعیت دفن و کفن در گورستانهای محلات که به قول شوخ طبعی «وادی زحمت» است نه «رحمت»! این چنین «امامیه» تخریب و به مرور محوطه گورستان به مانند موارد مشابه خود فی الواقع به مزبله ای تبدیل و از تجهیزات دفن و کفن عاری، حداکثر بعضی اموات غسل و کفن و نماز خوانده را، دور از چشم ماموران شهرداری با زد و بند با چند گورکن و مجاور قبرستان تنها دفنش ممکن است. این در حالی است که در جوار این گورستان مخروبه تاریخی مسلمانان، گورستان «ارامنه، مسیحیان» که گلستانی را ماند قرار دارد: و این در حالی است که در این گورستان رها شده و بی صاحب، مدفن بسیاری از رجال آزادی خواه و مشروطه طلب، حکمت و ادب، هنر و فرهنگ، علم و علمای یک صد ساله اخیر تبریز، بل آذربایجان و ایران قرار دارد

.

هر تازه واردی بعد از گذر از ورودی گورستان، با چشم عبرت شاهد گورهایی خواهد بود چون: آقا ابراهیم کاظمی، مشهور به قاققابچی، شهید راه مشروطیت و آزادی ایران در عا شورای 1330 قمری، ای وطنه بذل ایلین نقدجان / ملته دار اوسته وئرن امتحان / محو اولا مشکلای بونام و نشان / یاسه باتیب یاسمن آغلارسیزه / بلبل شیرین سخن آغلارسیزه / یاده سالاندا وطن آغلارسیزه / چکدیلر داره سیزی منصور وار / تاپدی ولایت هامی امن و قرار / بسدی سیزه بو شرف و افتخار / یاسه باتیب یاسمن آغلارسیزه / بلبل شیرین سخن آغلارسیزه / یاده سالاندا وطن آغلارسیزه. و یا: میرعلی اکبر سید سراج، وفات 8 محرم 1351 هـ . ق پسر حاج میرحسن سراج، نماینده صنف سراجان و از سران مشروطه خواه محله لیلاوا و عضو هیأت معارف محله نوبر و صاحب امتیاز و ناشر روزنامه «تکامل» در 1340 هـ .ق؛ شادروان سرهنگ یدالله خان، فرزند برومند ستارخان سردار ملی، گرد آزادی مشروطیت ایران که در تاریخ 20/1/2537 (1357) به رحمت ایزدی پیوست. این قبر با مزار همسر یدالله خان (شمس السادات جم متوفی 1322) در جنوب و نوه صاحب قبر (محمد بابک) سردار ملی، فرزند ستار متوفی 1358، در شمال آن کنار هم قرار دارند.محمدعلی مهدوی: رادمردی که در این محل خفته است، از مجاهدین صدر مشروطیت آذربایجان می باشد. فوت 17/1/63، مهدوی از مجاهدان و مردان آگاه صدر مشروطیت تبریز بود. بعدها به خدمت اداره دارایی درآمد و در 1297 شمسی رئیس مالیه شبستر شد و با استفاده از موقع متنفذ خود در پیشبرد امور مدارس و فرهنگ محل کوشید.

مرحوم حاجی عزیزپور شهید، فرزند کربلای حسین خان باغبان، وفات13/6/1369کربلای حسین خان باغبان سرکرده مجاهدین مشروطیه محله لیلاوا، از یاران نزدیک ستارخان بود و در زمان شهادت او پسرش (عزیز) نوزاد 20 یا 40 روزه بود. حاجی عزیز نوه خواهر شیخ محمد خیابانی را به همسری داشت.

آرامگاه مرحوم خلیل خان ارکی، فوت 16/8/1334). سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز / مرده آنست که نامش به نکویی نبرند. محمدعلی خان آذر، از ارکان انقلاب مشروطیت آذربایجان با پنجاه سال خدمت به میهن. دکتر غضنفر ذوالقدر، طبیب راه آهن: مدفن عشق جهان است اینجا / یک جهان عشق نهان است اینجا.

 ستوان دوم محمدباقر جودت متوفی





نوع مطلب :
برچسب ها :